عشق، اینطور است... - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 15:27
و عشق میتواند مثل یک فنجان شکلات داغ در یک روز برفی باشد یا یک نخ سیگار وسط یک روز سخت... یعنی وجودش حیاتی نیست، میتواند نباشد و نبودش هم فاجعه نیست! اما حس خوشایندیست که دلت را گرم، سختترین روزها را قابل تحمل و زندگی را شیرین میکند! آخ که اگر باشد... پ.ن: از همینطوری نوشت ها :)
من آخر عاشق همچین مردی میشوم! - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 14:07
احتمالا در تمام عکسهایش لبخند گرم و مهربانی به لب دارد. سنش هم که کمی بالاتر رفت به جای بین پیشانی، روی گونه و کنار لبش، جای خط لبخندش می ماند. از این اتو کشیده ها که ازادی خودشان را میگیرند تا همیشه مرتب باشند هم نیست. شب ها با موهایی که فقط یک دست کشیده تا مرتب شوند، دمپایی ابری هایش را پا میکند ت...
خوبم. - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 6:44
هر انسانی برای جلوگیری از انفجار درونی راهی دارد. یک نفر قدم میزند. دیگری در خلوت اشک میریزد و یا دقو دلیش را سر کسی خالی میکند. یک نفر هم دست به قلم میشود. اما من که دلم می گیرد، دست به کفگیر و ملاقه میشوم و شروع به اشپزی میکنم. یا صدای اهنگ را زیاد میکنم و ریتمیک کارم را میکنم. یا خودم شروع میکنم ...
آتئیست باشی... - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 6:43
فرقی نمی کند دین و آیینت چه باشد و یا اصلا آتئیست باشی و به ماورا و روح و این حرف ها بی معتقد... شامپو که میزنی، حمام پر از ارواح خبیثه می شود! باید حتما با آن سرو صورت کفی یک چشمت را باز کنی تا یکوقت تو را نخورند... و تا عمق جانت بسوزد! پ.ن: وقتی صدای آواز خوندن کسی که تو حمومه میره بالا و اوج میگی...
عشق اینطور است.. - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 17:24
و خاصیت عشق اینست که آدم را ترسو و خرافاتی میکند. مثلا هرروز از سر چهارراه فال حافظ میخری؛ بعد از قهوه زل میزنی ته فنجانت و از خودت تعبیر میکنی؛ طالع بینی های ماه های تولد را در اینترنت جستجو میکنی و خط به خطش را میخوانی؛ برای اطمینان بیشتر عطر و ادکلن هدیه نمیدهی یا هرروز برایش اسپند دود میکنی... ی...
برسد به دست خانم سی و پنج ساله بی نام و نشان! - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 17:24
امروز وبلاگ دختر سی و پنج ساله ای را دیدم که با شرایط بحرانی خانواده که نمیدانستم چه شرایطیست و معلولیت جسمی که نمیدانستم منظورش چیست و فقط در نوشته ها به آن اشاره کرده بود و با تمام بی اعتماد بنفسی که در نوشته ها مشخص بود، آرزو داشت عاشق شود و کسی پیدا شود تا باهم بخندند و حرف بزنندو باهم....!دقیقا...
زمستان خوابی - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 17:23
در کشور کره جنوبی یک قانون وجود دارد که اگر کسی خواب است نباید او را بیدار کنی! چون خواب را مقدس میدانند.و من حتم دارم اگر در کره جنوبی متولد میشدم، گونه ی جدیدی از انسان کشف میشد که تمام زمستان، زیر یک پتوی گرم و نرم، به خواب زمستانی فرومیرفت... پ.ن: روزنوشت
اوه خدای من... - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 17:23
خسته به خانه رسیدم . مامان با چادر گل گلیش نماز میخواند. به ساعت نگاه کردم. نه شب بود. دلم ضعف میرفت. پس دیگر خاله نمیرسید که بیاید خانه ی ما. از صبح که تلفن کرده بود شاید برای شام بیایم، تا همین چند دقیقه پیش دعا دعا میکردم شایدش نگیرد و نیاید. انقدر خسته بودم که حوصله مهمان نداشتم.شالم را از سرم ب...
کی و کجا؟ - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 17:23
در داستان نویسی یک نکته ای هست که میگوید باید بدانی داستان را کجا تمام کنی و دیگر ادامه ندهی!بعد از حل ماجرا، به جای خواننده نتیجه گیری نکنی و توضیح ندهی! زیادی کشش ندهی، سریع تمامش کنی؛ اما نه انقدر تند و سریع که خواننده گیج شود و یک پا در هوا بماند.خلاصه باید بدانی کجا و کی دیگر ننویسی و نقطه آخر ...
عقبگرد... - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 18:59
می خواهم مانند جوان های سال های هشتاد و خورده ای، وبلاگ نویسی کنم...

برچسب‌های مرتبط

در بند | در بند اروند | در بند تهران | در بند درمانند درمانند | در بندها بس بندیان | در بند توام آزادم | در بندر آمستردام | در بند فیلم | در بند فيلم | بندری در اوکراین